لطف الله هنرفر
20
اصفهان ( فارسى )
به يكى از شعب اين رودخانه اطلاق مىشود . قسمت علياى شاخهء اصلى اينرود جوى سرد نام دارد و از زردكوه سرچشمه مىگيرد . اين كوه ، كه هنوز به مناسبت سنگهاى آهكى زردرنگ خود به اين نام خوانده مىشود ، در 30 فرسخى باختر اصفهان نزديك سرچشمهء رود دجيل يعنى كارون واقع است . پايين سهر و فيروزان ، واقع در خان لنجان يكى از شعب زايندهرود كه از حيث بزرگى با خود رودخانه همسرى مىكند و از حدود گلپايگان سرچشمه مىگيرد و به زايندهرود مىريزد ، آنگاه پس از عبور از اصفهان و سيراب كردن نواحى هشتگانهء آن ، اندكى به سمت خاور رودشت پيچيده و بالاخره در باتلاق گاوخانى ، كه در حاشيهء كوير واقع است ، فرو مىرود . طبق يك عقيدهء عمومى ، كه ابن خرداذبه در قرن سوم نيز آن را ذكر كرده است ، اين رودخانه پس از فرو رفتن در باتلاق گاوخانى دوباره در شصت فرسخى آن باتلاق در كرمان ظاهر مىشود و آنگاه به دريا مىريزد ؛ امّا حمد اللّه مستوفى گويد : اين روايت ضعيف مىنمايد زيراكه از گاوخانى تا كرمان زمينهاى سخت و جبال محكم در ميان است و ممّرى در زير زمين كه چندان آب در آن روان تواند شد ، متعذر مىنمايد و زمين كرمان بلندتر از زمين گاوخانى است . در فلات وسيع و خشك ايران ، وجود رودخانهء زايندهرود به مثابه نعمتى بزرگ محسوب مىشود و در حقيقت جلگهء حاصلخيز و پربركت اصفهان و تاريخ درخشان آن ، با موقعيت جغرافيايى آن ، در فلات وسيع ايران ارتباط مخصوص دارد و به طور خلاصه ، نتيجه و حاصل جريان رودخانهء پربركتى مانند زايندهرود در اين سرزمين است و از همين جهت است كه نام زايندهرود در تاريخ ادبيات ايران نيز همهجا ذكر مىشود و شاعران و مردم باذوق ايران به ياد آن مترنّم بوده ، شعرهايى گفته و